Mandana Zandian, an elegy for Mahmoud Darwish

مرثیه ای برای محمود درویش

 

I wrote twenty verses on love

and imagined

the occupation wall retreating

by twenty meters.” Mahmoud Darwish


For Mahmoud Darwish who wrote in his homeland:

Exile is not a geographic state.

I carry it everywhere,

as I carry my homeland.”

 


Like breeze

You rose from the waters of the world

and became poetry


Love is awaiting your serenity

death weaves the threads of light

for your flight

and earth

warms your heart


How calmly you would have sprouted

if peace

was not so frantically shedding tears

on the shoulders of the earth


By poet, Mandana Zandian

translated from Persian by Leila Farjami


بیست سطر دربارۀ عشق سرودم

و به خیالم رسید

که دیوار محاصره

بیست متر عقب نشسته­است

محمود درویش


برای « محمود درویش » که در وطن خویش نوشت 

 تبعید فقط یک جغرافیا نیست

من هر جا که باشم تبعید را بر دوش می‌کشم

همچنان که وطنم بر دوشم است



مثل نسیم

از آب­های جهان برخاستی

و شعر شدی


عشق، چشم به راه آرامش توست

مرگ برای پروازت رشته­های نور می­بافد

و خاک

قلبت را گرم ­می­کند


چه آرام تر سبز می­شدی

اگر صلح

این­گونه بی­قرار

بر شانه­های زمین

اشک نمی­ریخت


بیست مرداد یکهزار و سیصد و هشتاد و هفت

ماندانا زندیان


 

چهار شعر از من به نام یک ایرانی که در لس آنجلس زیاد فیلمفارسی می بیند در سایت رندان به همت دوست خوب یاشار صارمی: اینجا   خواندن شعرهای تمامی شاعران خوب رندان را توصیه می کنم

دو شعر در پیاده رو: اینجا

در جشنواره ی ترجمه ی وازنا: اینجا

Published in: poetry | on شهریور ۱۵م, ۱۳۸۷ | Comments Off